فاطمه جان توکجایی و ماکجا ؟!

۱۰۵ بازدید

فاطمه جان توکجایی و ماکجا ؟!

فاطمه! ای دردانه رسول، ریحانه النبی، ام ابیها، مادر! هنوز پس از گذشت هزار و چهارصدسال, فریادهای شجاعانه ات بر دل تاریخ ,طنین می افکند، هنوز گامهای استوارت، دل دشمنان را به لرزه در می آورد، هنوز گریه های افشاکننده ات روح پست سنگدلان و تیره بختان را نگران و مضطرب می سازد. هنوز کوچه های مدینه ,عطر حضور تو را می پراکند.

به راستی که تاریخ, گواهی می دهد بر عبودیت تو، آن هنگام که آسمان و زمین با نور عبادت تو روشن و منور می شد.

تاریخ گواهی می دهد بر همراهی ات با مقام رسالت و ولایت, آن هنگام که تنهای تنها در طوفان بلا به حمایت نبی و ولی پرداختی.

تاریخ گواهی می دهد بر مهر و عطوفت گسترده ات, آن هنگام که مهریه ات را عفو و بخشایش امت گنهکار پدرت قرار دادی!

تاریخ گواهی می دهد بر شجاعت و شهامتت ,آن هنگام که در مقابل دشمنان کوردل بر منبر، فریاد وا اسفا سردادی.

تاریخ گواهی می دهد بر حق پذیری و حق مداری تو، آن هنگام که در نیایش های شبانه ات برای همه ی بندگان، همه ی بیچارگان، همه ی خواب رفتگان، همه ی غرق شدگان، همه ی گذشتگان و حاضرین و آیندگان، با تضرع و نیاز، طلب رحمت ومغفرت می کردی.

ای مادر! صبر و مقامت، تسلیم و رضا، عشق و عطوفت، علم وهنر، وفا و ایثار، حق مداری و ظلم ستیزی، همراهی و همدلی، مسئولیت و تعهد، متانت و وقار و حیا و جلال، همه و همه از تو سرچشمه می گیردو اکنون زنان ما که نه، همه مردم ما، زن و مرد، بیش از همه وقت به تو، به اندیشه هایت، به سخنانت،به حضورت، به رفتارت، به سیره و سنت تو محتاج و نیازمندند. اکنون تو کجا و ماکجا؟

چقدر فاصله است میان پوشش تو وپوشش ما، بین سادگی و قناعت تو با سادگی و قناعت ما، میان شجاعت تو و شجاعت ما، بین تسلیم شدن و خشنودی تو با....

بیا مادر، بیا و برایمان تفسیرکن که زیبایی در برهنگی نیست. تمدن در همرنگی و همانندی با شرق و غرب نیست، آسایش در رفاه و تجمل گرایی نیست، سعادت با خودپسندی جمع نمی شود،‌انقلاب درون و بیرون با تنبلی و بی حوصلگی و فقط با سلاح دعا به سرانجام نمی رسد. زندگی بی خدا و رسول زندگی آدم واری نمی شود، آراستگی درون با آرایش های بیرونی نمی شود!

بیا و به ما یادآوری کن که ما انسان هستیم، خلیفه ا.. و مسجود فرشتگان، احسن المخلوقین، روح ا...، اشرف مخلوقات، امانت دار خدا، کسی که همه چیز در زمین مسخر اوست (وسخر لکم ما فی الارض جمیعا)و....

برهنگی، غرب زدگی و شرق زدگی، تجمل گرایی،خود پسندی ,تنبلی , بی حوصلگی , غفلت و نادانی، همه بیماری های عصر ماست و همه به سبب دوری و غفلت ما از هویت الهی و معنوی مان در عالم هستی است؛ به علت این است که ما سررشته طناب هدایت و سعادت را که به دستان پرمهر و محبت تو گره خورده بود رها کردیم و اینک معلق و مضطرب و هراسان در منجلاب مادی و حیوانی دنیا غوطه می خوریم و هر از گاهی حیوان شیطان صفتی پیدا می شود که به بهانه نجات، خوشبختی و موقعیت و... به ما زیر دریایی مدرن با همه تجهیزات می دهد که با سرعت و سبقت بیشتری به قعر این منجلاب سقوط کنیم. و ما خوشحالیم که با یک زیردریایی پیش رفته به عمق بیشتری از این دریای هولناک دسترسی می یابیم.

بیا و یکبار برایمان تفسیر کن  که زیبایی، موفقیت، سعادت، خوشبختی، عشق، قدرت، ثروت، آرامش، نشاط وشادابی، ارزش، هویت، عزت و افتخار، بزرگی و تمدن و... می تواند معانی دیگری هم داشته باشد. معانی بالاتر و بزرگتر و زیباتر از آن چه ما تاکنون درک کرده ایم و نزدیکتر به هویت انسانی و فطرت الهی مان.

مادر! برایمان دعاکن، برای همه فرزندانت در همه دنیا، که یکبار دیگر به سوی تو و ارزشهای تو رجعت کنیم و زندگی را از سرگیریم. امید آن که دیگر بار، سررشته حیات حقیقی خود را رها نکنیم.

آزاده علی نژاد

فاطمه جان توکجایی و ماکجا ؟!

فاطمه! ای دردانه رسول، ریحانه النبی، ام ابیها، مادر! هنوز پس از گذشت هزار و چهارصدسال, فریادهای شجاعانه ات بر دل تاریخ ,طنین می افکند، هنوز گامهای استوارت، دل دشمنان را به لرزه در می آورد، هنوز گریه های افشاکننده ات روح پست سنگدلان و تیره بختان را نگران و مضطرب می سازد. هنوز کوچه های مدینه ,عطر حضور تو را می پراکند.

به راستی که تاریخ, گواهی می دهد بر عبودیت تو، آن هنگام که آسمان و زمین با نور عبادت تو روشن و منور می شد.

تاریخ گواهی می دهد بر همراهی ات با مقام رسالت و ولایت, آن هنگام که تنهای تنها در طوفان بلا به حمایت نبی و ولی پرداختی.

تاریخ گواهی می دهد بر مهر و عطوفت گسترده ات, آن هنگام که مهریه ات را عفو و بخشایش امت گنهکار پدرت قرار دادی!

تاریخ گواهی می دهد بر شجاعت و شهامتت ,آن هنگام که در مقابل دشمنان کوردل بر منبر، فریاد وا اسفا سردادی.

تاریخ گواهی می دهد بر حق پذیری و حق مداری تو، آن هنگام که در نیایش های شبانه ات برای همه ی بندگان، همه ی بیچارگان، همه ی خواب رفتگان، همه ی غرق شدگان، همه ی گذشتگان و حاضرین و آیندگان، با تضرع و نیاز، طلب رحمت ومغفرت می کردی.

ای مادر! صبر و مقامت، تسلیم و رضا، عشق و عطوفت، علم وهنر، وفا و ایثار، حق مداری و ظلم ستیزی، همراهی و همدلی، مسئولیت و تعهد، متانت و وقار و حیا و جلال، همه و همه از تو سرچشمه می گیردو اکنون زنان ما که نه، همه مردم ما، زن و مرد، بیش از همه وقت به تو، به اندیشه هایت، به سخنانت،به حضورت، به رفتارت، به سیره و سنت تو محتاج و نیازمندند. اکنون تو کجا و ماکجا؟

چقدر فاصله است میان پوشش تو وپوشش ما، بین سادگی و قناعت تو با سادگی و قناعت ما، میان شجاعت تو و شجاعت ما، بین تسلیم شدن و خشنودی تو با....

بیا مادر، بیا و برایمان تفسیرکن که زیبایی در برهنگی نیست. تمدن در همرنگی و همانندی با شرق و غرب نیست، آسایش در رفاه و تجمل گرایی نیست، سعادت با خودپسندی جمع نمی شود،‌انقلاب درون و بیرون با تنبلی و بی حوصلگی و فقط با سلاح دعا به سرانجام نمی رسد. زندگی بی خدا و رسول زندگی آدم واری نمی شود، آراستگی درون با آرایش های بیرونی نمی شود!

بیا و به ما یادآوری کن که ما انسان هستیم، خلیفه ا.. و مسجود فرشتگان، احسن المخلوقین، روح ا...، اشرف مخلوقات، امانت دار خدا، کسی که همه چیز در زمین مسخر اوست (وسخر لکم ما فی الارض جمیعا)و....

برهنگی، غرب زدگی و شرق زدگی، تجمل گرایی،خود پسندی ,تنبلی , بی حوصلگی , غفلت و نادانی، همه بیماری های عصر ماست و همه به سبب دوری و غفلت ما از هویت الهی و معنوی مان در عالم هستی است؛ به علت این است که ما سررشته طناب هدایت و سعادت را که به دستان پرمهر و محبت تو گره خورده بود رها کردیم و اینک معلق و مضطرب و هراسان در منجلاب مادی و حیوانی دنیا غوطه می خوریم و هر از گاهی حیوان شیطان صفتی پیدا می شود که به بهانه نجات، خوشبختی و موقعیت و... به ما زیر دریایی مدرن با همه تجهیزات می دهد که با سرعت و سبقت بیشتری به قعر این منجلاب سقوط کنیم. و ما خوشحالیم که با یک زیردریایی پیش رفته به عمق بیشتری از این دریای هولناک دسترسی می یابیم.

بیا و یکبار برایمان تفسیر کن  که زیبایی، موفقیت، سعادت، خوشبختی، عشق، قدرت، ثروت، آرامش، نشاط وشادابی، ارزش، هویت، عزت و افتخار، بزرگی و تمدن و... می تواند معانی دیگری هم داشته باشد. معانی بالاتر و بزرگتر و زیباتر از آن چه ما تاکنون درک کرده ایم و نزدیکتر به هویت انسانی و فطرت الهی مان.

مادر! برایمان دعاکن، برای همه فرزندانت در همه دنیا، که یکبار دیگر به سوی تو و ارزشهای تو رجعت کنیم و زندگی را از سرگیریم. امید آن که دیگر بار، سررشته حیات حقیقی خود را رها نکنیم.

آزاده علی نژاد

(۰) دیدگاه