دیرینه تاریخی پوشش در ادیان الهی

۸۷ بازدید

دیرینه تاریخی پوشش در ادیان الهی

پوشش و عفاف از آن جهت که یک امر فطری است و برای حیات اجتماعی انسان ضرورت دارد، در ادیان و مذاهب الهی دارای جایگاه خاصی است. تمام ادیان آسمانی، حجاب و پوشش را بر انسان واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشری را به سوی آن فراخوانده‏اند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعی در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده و احکام و دستورهای ادیان الهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است.

بنابر گواهی متون تاریخی، دراکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب دربین زنان معمول بوده است؛ هرچند درطول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی راطی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است.

دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل از تاریخ و عصر حجر نسبت می دهند، کتاب « زن در آینه تاریخ، علی اکبر علویقی» پس از طرح مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب، می نویسد: باتوجه به علل ذکر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می شود، و به این دلایل، عقیده عده ای که می گویند «مذهب» موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که در دگرگونی و تکمیل آن بسیار موثر بوده است.

در آئین زرتشت، یهود، مسیحیت و اسلام، حجاب بر زنان امری واجب و لازم بوده است. کتابهای مقدس مذهبی، دستورات و احکام دینی، آداب و مراسم و سیره عملی پیروان این ادیان چهارگانه، بهترین شاهد و عالی ترین گواه بر اثبات این ادعاست.

حجاب در آیین زرتشت
پژوهش‏ها نشان می‏دهد که زنان ایران زمین، از زمان مادها که نخستین ساکنان این دیار بودند، دارای حجاب کاملی، شامل پیراهن بلند چین‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند بر روی لباس‏ها بوده‏اند. بنابر این، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی از حجابی کامل برخوردار بوده‏اند. برابر متون تاریخی، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان هر چند با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می‏کردند و همپای مردان به کار می‏پرداختند، ولی این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاطهای فسادانگیز همراه بوده است.
جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران‏زمین به گونه‏ای است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایارشاه به ملکه «وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایی اندام او را بنگرند، وی امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچی، به حکم دادوَران، عنوان «ملکه ایران» را از دست داد.
در زمان ساسانیان - که پس از نبوت زرتشت است - افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد.   
ویل دورانت مورخ مشهور نیز در خصوص حجاب زنان ایران اینگونه می نویسد: "تجلیات پوشش در میان زنان ایران چنان چشمگیر است که برخی از اندیشمندان و تمدن نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب معرفی کرده اند."

 حجاب در آیین یهود
همه مؤرخان، از حجاب سخت زنان یهودی سخن گفته‏اند. به طوری که نپوشاندن موی سر خلافی بود که مرتکب آن را مستوجب طلاق می‏ساخت. در تورات از چادر، برقع و روبنده ای که زنان با آن، سر و صورت و اندام خویش را می پوشانیده اند به طور صزیح نام برده شده است که نشانگر کیفیت پوشش زنان یهود در عصر آن است.

در مقام مقایسه یکی از نویسندگان چنین می نگارد:

گرچه پوشش، در بین عرب مرسوم نبوده و اسلام آن را به وجود آورد، ولی در ملل غیر عرب به شدیدترین شکل رواج داشت. در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می کردند، حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست، وجود داشت. در بین این ملتها وجه و کفین (صورت و دستها) هم پوشیده می شد. حتی در بعضی از ملتها سخن از پوشیدن زن و چهره زن نبود، بلکه سخن از پنهان کردن زن بود و این را به صورت یک عادت سفت و سخت درآورده بودند.

بدون تردید مبنای حجاب در شریعت یهود، آیات تورات بود که بر حجاب تأکید می‏نمود. کاربرد واژه «چادُر» و «برقع» که به معنای روپوش صورت است، در آن آیات، کیفیت پوشش زنان یهودی را نشان می‏دهد. تورات تشبه مرد و زن به یکدیگر را نهی نموده و بی‏حجابی را سبب نزول عذاب معرفی کرده است.

برابر حکم سخت‏گیرانه تلمود، اگر رفتار زن فضیحت‏آمیز باشد، شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ کتوبا (مهریه) طلاق دهد که مثال یکی از این رفتارها آنست که بدون پوشاندن سرِ خود، به میان مردان می‏رود، در کوچه و بازار پشم می‏ریسد و با هر مردی از روی سبک سری به گفت‏وگو می‏پردازد.

برخورد حضرت موسی(ع) با دختران شعیب که به آنان فرمود تا پشت سر او حرکت کرده، از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدایت کنند، و نیز سیره عملی یهودیان مبنی بر استفاده از چادر و برقع و روبنده، تفکیک و جدا بودن محل عبادت زنان از مردان، ناشایسته شمردن اشعاری که در تمجید زیبایی زنان سروده شده است و ایراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، بیانگر کیفیت شدید و سخت‏گیرانه حجاب نزد یهودیان است.

 

 

حجاب در آیین مسیحیت‏

مسیحیت نه تنها احکام سخت شریعت یهود در مورد حجاب زنان را استمرار بخشید، بلکه در برخی موارد آن را تشدید نمود. انجیل نه تنها در مواضع متعدد، وجوب حجاب و پوشش را تذکر داده است بلکه در برخی از آیات خود کوشیده است درون را از تمایل به اعمال شهوانی منزه سازد و بدین وسیله عفاف درون را پشتوانه محکم حجاب درون قرار دهد.در کتاب مقدس مسیحیان، به طور صریح آیاتی درباره لزوم عفت و خانه نشینی، آراستگی زن به وسیله حیا، پرهیز از آرایش با زیورآلات و بافتن مو، همچنین وجوب پوشاندن سر به ویژه در مراسم عبادی، سکوت در کلیسا و داشتن وقار آمده است.

طبق متون تاریخی، سر کردن چادر و پوشاندن چهره از طرف زنان مسیحی یکی از ارکان اخلاقی مذهب محسوب می شد و زنان مسیحی نه تنها از رعایت آن سرباز نمی زدند، بلکه وضع به گونه ای بوده است که حتی تصور نمی کردند می توان آن را کنار گذاشت... تنها کاری که برخی از زنان مسیحی انجام می دادند، آن بود که روبندهای خود را تزئین می نمودند که آن هم از طرف بزرگان به شدت تقبیح و مورد شماتت قرار می گرفت. بنابراین مسیحیت، برای از بین بردن زمینه هرگونه تحریک و تهییج، زنان را به صورت شدیدتری به رعایت کامل پوشش و دوری از هر گونه آرایش و تزیین فراخواند.

طبق دائرة المعارف لاروس، زنان مسیحی دارای خمار بودند و در کوچه و وقت نماز آن را می پوشیدند. تصویرهایی که از پوشاک مسیحیان و زنان اروپا به جا مانده، به وضوح حجاب کامل زنان را نشان می دهد.

حجاب در آیین اسلام‏
بدون شک، پوشش زن در برابر مردان بیگانه، یکی از ضروریات دین اسلام است.قرآن کریم نیز در آیه 31 سوره نور این ضرورت را به طور واضح بیان نموده و زن و مرد هر دو را، ملزم به حفظ نگاه و پوشش خود کرده است. (و به مردان و زنان مؤمن بگو چشم های خود را فرو پوشند و عورت های خود را از نگاه دیگران پوشیده دارند...) اما از آنجا که زن ریحانه است و ظرافتها و لطایف خاص خود را دارد در این مقوله بیشتر مورد خطاب قرار گرفته و وظایف بیشتری بر عهده اوست تا با حفظ حجاب و عفت خود از گزند تیر نگاه های زهرآلود بیگانه در امان بماند.

علاوه بر آیات در روایات نیز پوشیدن جامه بدن‏نما و نازک نزد نامحرم‏، آرایش و استعمال عطر در خارج از خانه‏، اختلاط فساد برانگیز زن و مرد، دست دادن و مصافحه با نامحرم‏و تشبه به جنس مخالف منع شده است و مردان با غیرت، به هدایت و کنترل همسر و دختران خود، عفّت نسبت به زنان مردم و دوری از چشم‏چرانی توصیه شده‏اند.

بدین ترتیب مشخص می شود که تفاوت اساسی حجاب اسلامی با حجاب ادیان گذشته، در این است که اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعدیل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفریط، سهل‏انگاری مضرّ یا سخت‏گیری بی‏مورد به جامعه بشری ارزانی داشته است. حجاب اسلامی همچون حجاب مورد توصیه پاپ‏ها، به معنای حبس زن در خانه یا پرده‏نشینی و دوری از شرکت در مسایل اجتماعی نیست؛ بلکه بدین معناست که زن در معاشرت خود با مردان بیگانه، موی سر و اندام خویش را بپوشاند و به جلوه‏گری و خودنمایی نپردازد تا در جامعه، غریزه آتشین جنسی تحریک نگردد؛ بلکه در محیط خانواده، این غریزه به صورت صحیح ارضا گردد.

                                                                                                                                               تنظیم: ملیحه تراب پور

منابع:

حریم ریحانه- گروه مؤلفان

زن در آینه تاریخ- علی اکبر علویقی

پوشاک باستانی ایرانیان از کهن ترین زمان- جلیل ضیاء پور

حجاب در ادیان الهی- علی محمدی آشتیانی

حجاب، آزادی یا اسارت- فرهت قائم مقامی

بحار الانوار- محمد باقر مجلسی، ج 103

مسئله زن، اسلام و فمینیسم- محمود منصور نژاد

زن در آیینه ی جلال و جمال- علامه جوادی آملی

(۰) دیدگاه