گفتگو با سرکار خانم نیلچی­زاده پیرامون زن و حجاب در غرب

۱۳۱ بازدید

گفتگو با سرکار خانم نیلچی­زاده پیرامون زن و حجاب در غرب

گفتگو با سرکار خانم نیلچی­زاده پیرامون زن و حجاب در غرب

خبر را که از توی سایت خواندم بهت زده شدم. آخر مگر می­شود؟ چطور ممکن است؟ دوران برده­داری، قرن­هاست که به پایان رسیده!

«فروشگاهی در اسراییل اقدام به فروش زنان کرده! این زنان مثل سایر کالاهای فروشگاه، اتیکت­هایی دارند که نشان دهنده سن و محل تولدشان است و پشت ویترین­های شیشه­ ای، آماده خریداری شدن اند!!

بهت زده به وب گردی خود ادامه می دهم... خبر جالبی توجه­ام را جلب می­کند.

«سارابوکر» هنر پیشه، مدل و مانکن آمریکایی و« دیامز» ستاره زن رپ فرانسه به همراه چندین خواننده زن جوان از کشورهای مختلف در اروپا و آمریکا، مسلمان شده­اند و به حجاب روی آورده­اند! چطور می­شود که زن آوازه­خوان در قلب اروپا به اسلام ایمان بیاورد؟ و حجاب را با افتخار انتخاب کند؟ بیشتر که جستجو کردم تازه متوجه شدم این تنها نمونه نیست و زنان دیگری از همین دست این مسیر را طی کرده و در نهایت به اسلام روی آورده­اند. خبر دوم و اول را نمی­شد با هم مقایسه کرد. یکی، خبر از ناآگاهی زنان در غرب و دیگری خبر از بالندگی و رشد آنها می­داد. ذهنم حسابی درگیر بود. بلاخره تصمیم گرفتم سوالات ذهنم را از یک کارشناس خبره و دانا  بپرسم.

خانم نیلچی­زاده اولین و بهترین گزینه بودند که توانستم سوالاتم را با ایشان در میان بگذارم:

·         خانم نیلچی­زاده! به عنوان اولین سوال بفرمایید که؛  اصلا چه شد که زن در غرب به این تباهی کشیده شد و به بعد جنسی و زیبایی­هایش بیشتر توجه شد؟

در حقیقت این ظلم  جدید به زن از آنجایی شروع شد که خدا از زندگی غربی­ها حذف شد بعد از آغاز پیشرفتهای صنعتی و علمی (دوره رنسانس) مردم در غرب  ،دین و خدا را کنار گذاشتند و انسان غربی به یک انسان بی خدا و بی پناه تبدیل شد. انسانی که ازخودش هیچ ندارد، از آسمان بریده است و فقط نیمه زمینی و لجنی و جنسیتی­اش برای او باقی مانده است. بین دو جنس زن و مرد، آن که جنسیتش، عرصه­های بروز و ظهور بیشتری پیدا میکند و خودش هم به این بروز و خودنمایی گرایش دارد، زن  است. حس زیبایی خواهی و زیبایی دوستی زن بسیار عمیق­تر و جدی­تر از مرد است. این حس وقتی رنگ و لعاب­هایی پیدا کند و در جامعه هم برای ارائه آن فرصتهایی ایجاد شود. و به اصطلاح آب گل آلود شود، دیگر خود زن نمی­تواند تشخیص دهد که آیا این حس زیبایی طلبی، از درون خودش است یا دام فریبی است برای به تباهی کشیدن او! در حقیقت بخشی از بلایی که امروز بر سر زن غربی آمده، از همین خطای ادراکی است. به این معنی که، زن دوست دارد زیبا باشد و زیبایی­هایش عیان باشد و همه آن را تحسین و تقدیر کنند و این نیاز، وقتی درشت­نمایی شود مجال را برای سوء استفاده صاحبان قدرت فراهم می­کند تا از زن به عنوان «طعمه» و «طعمه­گذار» استفاده کنند.

  • به نظر شما امروز زن غربی از  چه چیزی رنج میبرد؟

در غرب قبل از رنسانس، "زن"انسان تلقی نمی­شد. در متن تورات تحریف شده هم وجود دارد که زن جزء اموال و احشام مرد محسوب می­شود. بنابراین مهمترین رنج زن در غرب قبل از رنسانس، این بود که او را اصلا محسوب نمی­کردند.

اما بعد از این دوران، به اسم اینکه قرار است حقوق تضییع شده زن را به او بدهند به تضییع حق دیگری از زن پرداختند. حق زن بودن و حق مادری. امروز اگر می­بینم زن غربی مثل ماهی، درون روغن داغ است، به این دلیل است که نه هویت انسانی دارد.  نه هویت زنانه، برای زن غربی هم انسان بودن ممنوع شده و هم زن بودن. زن در غرب، فقط کلاغی است که قرار است روش راه رفتن کبک را بیاموزد و به زنی «شبه مرد» تبدیل شود و از هویت اصیل و حقیقی زنانگی خودش تهی شود.برای همین است که هر چه هم به او بدهند باز هم عمیقا احساس رنج می­کند چرا که از خودش دور و بیگانه شده است. ببینید! تفاوت میان زن و مرد مثل تفاوت میان یک لیوان یا گلدان بلور با یک کوزه مسی حکاکی شده است.

ظرافت و شکنندگی یک لیوان بلور بسیار بیشتر از کوزه مسی است. اما آیا این ویژگی برای لیوان یک نقطه ضعف به حساب می­آید؟ پس باید تمام ظروف بلور را دور بیاندازیم؟

خیر، اصلا لذت و لطف خوردن آب در یک لیوان بلور به همین ظرافت لیوان است و زن این قدرت را دارد که این همه لطافت را ارائه دهد.اما در دنیای غرب این ویژگی­ها نادیده گرفته شد و با شعار رفع تبعیض میان زن و مرد، زن به کارهایی روی آورده که آن امتیازات را از او می­گرفت. مثلا راننده کامیون شد. کارگر ساختمانی شد و خیلی کارهای دیگر که در توان جسمی و یا روحی او نبود...

در این شرایط زن به لحاظ روحی و جسمی آسیب دید و از اینجا رانده و از آنجا مانده شد. چون نه تنها حقوق مردانه را به او ندادند، بلکه حقوق زنانه­اش را هم از او گرفتند. آن هم به بهانه اینکه؛ مگر زن و مرد چه فرقی با هم دارند؟! متاسفانه بعضی از زنان ناآگاه هم براین طبل کوبیدند. دخترانی که دوست دارند یکپارچه آقا  باشند و الگوهای مردانه داشته باشند! مسئله تضییع حق زن را حتی در نظام­های شغلی و کارمندی غرب هم می­توان دید. در اکثریت کشورهای اروپایی و آمریکایی حقوق یک زن کارمند کمتر از مرد است. آن هم تنها به جرم زن بودن!

  • اگر زنان در غرب  حجاب داشتند باز هم این ظلم­ها اتفاق می­افتاد؟

اول اینکه در غرب و در متون مقدس( متن تورات و انجیل) حجاب بطور جدی مطرح شده است. حتی سختگیرانه­تر از اسلام، اما وقتی قرار شد که زنان به کارگران ارزان قیمت کارخانه­ها تبدیل شوند. پس باید حجاب را کنار بگذارند تا بتوانند به آن اعمال سخت و فنی بپردازند. دوم اینکه حضور زن در بسیاری از موقعیت­های کاری، حضوری جنسی است. یعنی صراحتا تاکید می­شود که به حضور جنسی او نیاز است و از زن خواسته می­شود که از تمام ظرفیت­های جنسی خود استفاده کند. در حقیقت در نقش یک طعمه و طعمه­گذار عمل کند. در این حالت زن مثل دانه­های گندمی ا ست که در سبد برای صید کبوتری پاشیده شده و یا مثل تکه­ای گوشت در تله برای صید حیوانات وحشی است. زن طعمه­ای است برای جذب مشتری. پس با این نگاه، حجاب و عفاف و حیای زن مانع بزرگی است و جایگاهی نخواهد داشت و بی حجابی در واقع اولین اصلی است که به کشانده شدن زن به این تباهی­ها کمک می­کند.

  • با توجه به آنچه که فرمودید چرا امروز شاهد گرایش زنان و دختران غربی به اسلام هستیم به طوری که حتی پس از مسلمان شدن هم با وجود همه قوانین سختگیرانه، باز هم حاضر به ترک حجاب خود نیستند؟

زنان غربی بعد از گذراندن یک دوره تحقیر دریافتند که در دین اسلام زن بودنشان محترم است. انسان بودن شان دیده می­شود اتفاقا امروز زن غربی تازه مسلمان شده، حجاب را درک می­کند و می­داند که حجاب او را از «کالای جنسی» بودن نجات می­دهد. جالب است بدانید که در میان دختران فرانسوی جشنی موسوم به «جشن روسری» رواج یافت. یعنی بعد از اینکه درباره اسلام تحقیق کردند و یقین کردند که اسلام دین حق است، جشنی برپا می­کنند و همه دوستان خود را دعوت می­کنند و از این طریق اعلام می­کنند که از این پس همه، آنها را با روسری خواهند دید.

در این حالت  است که حتی  اگر از دانشگاه و مدرسه هم اخراج شوند دیگر حاضر نیستند حجاب خود را کنار بگذارند. امروز همین حجابی که در غرب با عنوان پارچه­ای کوچک شناخته می­شود، به پرچم مبارزه علیه تمام استکبار تبدیل شده است. و علت این همه مخالفت دولتهای غربی با حجاب، دریافتن همین نکته مهم از سوی آنهاست. حجاب زنان در غرب «نه»ی بزرگی ست به همه آنهایی که میخواهند زن را  به منجلاب بکشند.

  • به عنوان سوال آخر؛ چرا بعضی از دختران ما، نمی­توانند این «نه» را به همین بلندی و رسایی زن غربی بگویند؟ چون عده­ای از دختران ما هم دچار خطاهای ادراکی زیادی هستند. یعنی حقیقت برهنگی را نمی­شناسند، اما با آن در ارتباطند و گاهی هم آن را مطلوب می­دانند. دختر نوجوان ما، غرب را همانگونه که رسانه­ها و ماهواره­ها ارائه می­دهند، می­شناسد یعنی رنگ و لعاب و لایه­ای از ظواهر زیبا را می­بیند اما شرایط فرهنگی و اجتماعی و لایه­های زیرین را نمی­بیند. حتی در انجیل و تورات تحریف شده هم برهنگی مجازات است؛ «وقتی آدم و حوا از میوه درخت ممنوعه خوردند. آنگاه خود را برهنه یافتند». برهنگی مجازات خدا بود. امروز عرصه، عرصه فرهنگ­زدایی است و ما موظیفیم چهره واقعی غرب را بشناسیم. آن هم با تمام ظلم­های وحشتناک و عجیبش، البته به شیوه لقمان حکیم، که فرمود: ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان. دیگر اینکه معنی واقعی لباس در اسلام را بگوییم. بد و بدتر را به فرزندانمان معرفی کنیم و خوب و خوب­تر را هم بشناسانیم و به آنها قدرت انتخاب بدهیم. و به دخترانمان کمک کنیم تا خود را به عنوان جانشین خدا بشناسند.

 

(۰) دیدگاه