دزد با وجدان!

۵۷ بازدید

مال دنیا را بتوان دزدید دین را نمی توان...

دزد با وجدان!

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ،مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم در عقیده صاحب مال، خلل وارد می شد، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

(۰) دیدگاه