ارزش ما

۴۰ بازدید

یک سخنران مشهور سمینارش را با دردست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد و پرسید...

ارزش ما

یک سخنران مشهور سمینارش را با دردست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد،
او پرسید چه کسی این بیست دلار را میخواهد؟
دست ها بالا رفت. او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما میدهم، اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.
او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند. او جواب داد:  خوب. اگر این کار را کنم چه؟
او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد، بعد آنها را برداشت و گفت:
"مچاله و کثیف هستند،  حالاچه کسی آنها را می خواهد؟"
بازهم دستها بالا بودند!
سپس گفت:
"هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم، شما هنوز هم آن ها را می خواستید.
چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزد.
ما در زندگی خیلی وقتها رها می شویم، مچاله می شویم و با تصمیم­ هایی که می­ گیریم و حوادثی که به سراغ ما می­ آیند آلوده می­ شویم.
و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم، اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.
شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.
کثیف یا تمیز، مچاله یا چین دار
شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیارارزشمند هستید.
ارزش ما به کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نیست
ارزش ما در این جمله است که: ما که هستیم؟
هیچ وقت فراموش نکنید که شما استثنایی هستید.

(۰) دیدگاه