محبت اهل بیت (ع)

۸۰ بازدید

امام محمد باقر (ع): چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.

محبت اهل بیت صلوات الله علیهم‏

حکم بن عتیبه گوید: در محضر ابوجعفر (ع) بودیم، مجلس پر از جمعیت بود، در این بین پیر مردى عصا به دست وارد شد، و در کنار در ایستاد و گفت: «السلام علیک یا بن رسول الله و رحمه الله و برکاته» امام جواب داد: «و علیک السلام و رحمه الله و برکاته» بعد رو کرد به دیگران و گفت: «السلام علیکم»، اهل مجلس به او جواب سلام دادند.
آنگاه خطاب به امام (ع) عرض کرد: یابن رسول الله (ص)! مرا به نزد خود بخوان، به خدا سوگند من شما را دوست مى‏دارم، دوستان شما را نیز دوست مى‏دارم، به خدا شما را و دوستان شما را بطمع دنیا دوست نمى‏دارم.
من دشمن شما را دشمن مى‏دارم و از او بیزارى مى‏کنم، به خدا قسم من دشمن شما را به خاطر جنایتى که بر من کرده دشمن نمى‏دارم بلکه چون دشمن شماست دشمنش مى‏دارم.
به خدا قسم من حلال شما را حلال و حرام شما را حرام مى‏دانم و منتظر فرج شما هستم، آیا براى من امید نجات دارى خدا مرا فداى تو گرداند؟ امام صلوات الله علیه فرمود: «الىّ الىّ» نزدیک بیا، نزدیک بیا تا اینکه او را در کنار خویش نشانید، بعد فرمود:
ایها الشیخ! مردى پیش پدرم على بن الحسین (ع) آمد و از او نظیر سؤال تو سؤال کرد، پدرم فرمود:
«
إن تَمُتْ تَرِدْ على‏ رسول اللّهِ (ص) و على‏ علىّ و الحسنِ و الحسینِ و علىّ بن الحسینِ...»
اگر بمیرى (به پاداش این محبت) به محضر رسول الله و على و حسن و حسین و على بن الحسین علیهم السلام وارد مى‏شود، قلبت آرام، دلت شاد، چشمت روشن مى‏شود و با کرام کاتبین با روح و ریحان استقبال مى‏شوى، وقتى که روح به حلقومت برسد، امام به حالق خویش اشاره فرمود، - اینچنین پاداش مى‏بینى- .
و اگر زنده ماندى خواهى دید چیزى را که خدا با آن چشمت را روشن فرماید، در آخرت در درجات عالى بهشت با ما خواهى بود.
شیخ گفت: چه فرمودى؟ امام فرمود: مى‏گویم: که در قیامت در بهشت اعلى با ما خواهى بود، پیرمرد گفت: الله اکبر! یا ابا جعفر! اگر من بمیرم بر رسول خدا و على و حسن و حسین و على بن الحسین وارد مى‏شوم؟! و چشمم روشن و قلبم شاد و دلم آرام مى‏شود؟! و با روح و ریحان و کرام الکاتبین استقبال مى‏شوم؟! و اگر زنده بمانم چیزى را خواهم دید که خدا چشم مرا با آن روشن فرماید؟! و با شما در سنام اعلى خواهم بود؟!!
آنگاه نفس نفس مى‏زد، اشک مى‏ریخت تا به زمین افتاد. حاضران نیز با دیدن حال او شروع به گریه کردند و نفس نفس مى‏زدند، امام صلوات الله علیه با انگشت مبارک خود اشک چشم او را پاک مى‏کرد.
آنگاه پیرمرد سر برداشت و به امام گفت: یابن رسول الله، خدا مرا فداى تو گرداند، دستت را به من بده، دست اما را بوسید و بر چشم و صورت خویش مالید، بعد پیراهن خویش بالا زد و دست امام را بر شکم و سینه خویش گذاشت.
سپس برخاست و گفت: السلام علیکم و از مجلس بیرون رفت، امام صلوات الله علیه از پشت به او نگاه مى‏کرد و فرمود: هر که مى‏خواهد به مردى از اهل بهشت نگاه کند، به این مرد نگاه کند.
حکم بن عتیبه گوید: من مجلسى و واقعه‏اى نظیر آن هرگز ندیده‏ام.

(روضه کافى: ص 76 حدیث 30، بحار الانوار: ج 46 ص 362 از کافى)

(۰) دیدگاه